ميون اين همه کوچه که به هم پيوسته
کوچه قديمي ما کوچه بن بست
ديوار کاهگلي يه باغ خشک که پر از شعراي يادگاريه
مونده بين ما و اون رود بزرگ که هميشه مثل بودن جاري
صداي رود بزرگ هميشه تو گوش ماست
اين صدا لالا يي خواب خوب بچه هاست
کوچه اما هر چي هست کوچه خاطره هاست
اگه تشنه است اگه خشک مال ماست کوچه ماست
توي اين کوچه به دنيا اومديم
توي اين کوچه داريم پا ميگيريم
يه روزم مثل پدر بزرگ بايد
توي همين کوچه بن بست بميريم
اما ما عاشق روديم مگه نه
نمي تونيم پشت ديوار بمونيم
ما يه عمره تشنه بوديم مگه نه
نبايد آيه ي حسرت بخونيم
سلام امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد