آخرین برگ

...

سلام بعد از خیلی مینویسم اینجا

ناراحتم به خاطر توجه نکردن ادما به خاطر نخندیدنشان به خاطر به اصطلاح خاص بودنشان به خاطر دیوار بودنشان و و و

حس جدیدی دارم نمیدانم اسمش چیست اما حس بدیست   باید دورش کنم  دلم برای یک نفر تنگ شده است فقط یک نفر  .... او هم دیگر توجه نمیکند زمان خیلی برایش مهم شده است یک ثانیه می اید و میرود بی ان که یک ثانیه توجه کند.......خیلی نوشته ام خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ساعت 2:13  توسط 2000  | 

تو را سری است که با فرو نمی آید                   مرا دلی که صبوری از او نمی آید
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ساعت 17:18  توسط 2000  | 

یعنی  هیچ کسی معمارییییییی نمیخونه>؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 2:9  توسط 2000  | 

سلام دوستان اینجا کسی رشته ی معماری میخونه؟؟؟؟؟یه سوال در مورد انتخاب دانشگاه دارم اگه کسی هست لطفا ایدیشو توی قسمت نظرات بزاره ممنون میشم
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:23  توسط 2000  | 

یاد بادددددددددد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 15:29  توسط 2000  | 

دیوار سکوتتتتتت ز صدای تو شکستتتتتتتت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:11  توسط 2000  | 

سنگی کودکانه در هوا چرخید

میوه ای برخاک غلتید

کودکی خندید و درخت گریست

و من برخویشتن لرزیدم

فردا را

که نوبت من بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 1:29  توسط 2000  | 

الهی به مستان میخانه ات         به عقل افرینان دیوانه ات     به رندان سرمست اگاه دل     که هرگز نرفتند جز راه دل      که خاکم پر از اب انگور کن      سراپای من اتش طور کن     خدایا به جان خراباتیان        کزین تهمت هستی ام وارهان
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:4  توسط 2000  | 

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 19:16  توسط 2000  | 

خیلی کنکور سختی بود ؟نه؟؟؟؟؟؟؟ مطمئنم سخت ترین کنکوربود
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ساعت 17:0  توسط 2000  | 

مطالب قدیمی‌تر